|
بر اساس نظریه جهان هولوگرافیک[1]،
کیهان ساختار هولوگرافیک دارد؛ مانند یک تصویر هولوگرام که هر جزء آن تمام
اطلاعات کل را در خود دارد، هر جزء از جهان نیز تمام خصوصیات و اطلاعات کل
را داراست. در هر اتم همان قوانین و رفتارهایی دیده می شود که در منظومه
شمسی و در منظومه شمسی نیز قوانینی جاریست که در کهکشان راه شیری و در
کهکشان هم قوانین و رفتار های کل کیهان. از این رو کیهان یک هولوگرام است
که هر جزء آن خصوصیات کل را داراست.
بدن انسان به عنوان جزئی از هولوگرام
کیهان از اتفاقات کیهان آگاه است، حقیقتی که در مورد تمامی اعضای بدن صادق
است. وقتی اتفاق بدی در شرف وقوع است معده آن را حس می کند و دچار دلشوره
می شویم.
از سوی دیگر، بدن به عنوان جزئی از
هولوگرام کیهان خود یک هولوگرام است و هر جزء آن از کل بدن آگاه. تمام
اتفاقات جاری در بدن بزرگ در اجزای کوچکتر هم جاری و اثر گذار است. وقتی
عضوی از بدن آسیب می بیند اختلالاتی در عملکرد اعضای دیگر هم مشاهده می
شود. وقتی پای کسی می شکند، ذهن او هم به هم می ریزد، معده هم مثل گذشته
کار نمی کند، همینطور روده و قلب و ...
از سوی دیگر هر جزء از بدن نیز خود یک
هولوگرام به شمار می رود. مثل مغز که تمام اطلاعات، در هر جزء کوچک از آن
وجود دارد و تکرار می شود، آزمایشاتی که روی موش ها انجام شده نشان می دهد
اطلاعات در هر جزئی از مغز به طور کامل وجود دارد.
حال که در بدن هم قوانین جهان هولوگرافیک
جاری است، وقتی ارگانی دچار آسیب یا بیماری می شود همه اجزا و ارگان های
دیگر از آن مطلع شده و تحت تاثیر قرار می گیرند. دست و پا هم به عنوان جزئی
از این هولوگرام، آیینه اتفاقات بدن بزرگ هستند و از هزاران سال پیش مورد
توجه بوده اند.
اما وقتی جزئی از بدن شباهت زیادی هم به
کل داشته باشد، قانون تشابه نیز با خصوصیت هولوگرافیکی بدن همراه می شود و
این اتصال را محکم تر می کند.
حمید رضا غیاثی
www.hghiassi.com
|