|
در سال 1987،
دانشمند کره ای پروفسور پارک جای وو استاد فلسفه و دکترای طب چینی به حقیقت
ارزشمندی دست یافت؛ او متوجه شباهت عجیب دست با بدن انسان شد، شباهتی که تا
آن زمان بر بشر پوشیده مانده بود.

پروفسور پارک
جای وو کاشف سوجوک
او دریافت که
دست از جهات مختلفی به بدن انسان شباهت دارد و با توجه به سوابق تاریخی که
از اثر بخشی نقاط انطباقی دست وجود داشت، این شباهت می توانست معانی بسیار
ارزشمندی داشته باشد. همین شباهت وافر بود که در پروفسور پارک شوری پر توان
برای تحقیقات علمی اش ایجاد کرد. او با کنار هم قراردادن سوابق تاریخی و
تئوری های علمی نوین نشان داد که این شباهت بی نظیر می تواند علت و ریشه
اثربخشی نقاط انطباقی دست در تمام طول تاریخ باشد.
مکاتب باستانی مانند
بازتاب شناسی
که از هزاران سال پیش مورد استفاده بوده اند ارتباطات عمیقی را میان دست و
بدن کشف کرده بودند، اما تحقیقات پروفسور پارک در 20 سال گذشته دروازه های
جدیدی را بر این علوم کهن گشوده و سوجوک تراپی را به یک مکتب علمی گسترده و
جامع در درمان بیماری ها تبدیل کرده است.
تحقیقات مفصلی که او در این رابطه انجام داد، گره هایی از طب چینی گشود که
باعث اعطای جایزه امپراطور زرد، بزرگترین جایزه کشور چین، به پروفسور پارک
شد.
وجوه
شباهت
شباهت میان دست
و بدن جنبه های متفاوتی را در بر می گیرد که هر یک نشانگر اتصال عمیقی میان
دست و بدن است. اما وجوه این شباهت چیست؟
1ـ به لحاظ
تعداد اجزای متصل به تنه
بدن از یک تنه و
پنج قسمت متصل به آن تشکیل شده است؛ دو دست، دو پا و سرو گردن. دست هم شامل
یک تنه و پنج قسمت (انگشت) متصل به آن است.

شباهت به لحاظ
تعداد اجزای متصل به تنه
2ـ به لحاظ
محل قرار گیری اجزای متصل به تنه
در بدن سر در
بالاترین قسمت بدن قرار دارد و در دست هم شست بالاترین جزء متصل به تنه
است. در بدن پاها در پایین ترین قسمت بدن قرار دارند در دست هم انگشتان در
پایین ترین قسمت دست قرار دارند.

شباهت به لحاظ
محل قرارگیری اجزای متصل به تنه
3ـ به لحاظ
جهت اجزای متصل به تنه
در بدن دست ها و
پاها رو به پایین اند و سر و گردن رو به بالا، در دست هم چهار انگشت رو به
پایین اند و انگشت شست تنها انگشتی است که رو به بالا بر می گردد.

شباهت به لحاظ
جهت اجزای متصل به تنه
4ـ به لحاظ
طول اجزای متصل به تنه
در بدن پاها
بزرگ تر از دست ها و سر و گردن کوتاه تر از همه ی آن هاست ، در دست هم
انگشتان وسطی بلند تر و انگشتان کناری کوتاه تر هستند و انگشت شست از همه
کوتاه تر است.

شباهت به لحاظ
طول اجزای متصل به تنه
5ـ به لحاظ
تعداد بندها
در بدن دست ها و
پاها شامل سه قسمت اصلی هستند؛ کف دست و پا، ساعد و ساق، بازو و ران، در
دست هم انگشتان متناظر دست و پا سه بند دارند. همچنین سر و گردن دارای دو
قسمت هستند، در دست هم انگشت شست دو بند دارد.

شباهت به لحاظ
تعداد بندها
6ـ به لحاظ
اهمیت اجزای متصل
در بدن سر و
گردن مهم ترین قسمت های متصل به تنه هستند. در دست هم شست مهم ترین انگشت
است؛ می تواند خود را به همه انگشتان دیگر برساند و تنها انگشتی است که همه
انگشتان دیگر را در انجام کارهاشان کمک می کند.
7ـ به لحاظ
شباهت ساختاری شست و سر
انگشت شست از
انگشتان دیگر پهن تر است، مثل سر در بدن که از اهمیت بالاتری نسبت به اندام
های دیگر برخوردار است، پس شست با سر منتاظر است.

شباهت به لحاظ
شباهت ساختاری سر و شست
8ـ به لحاظ
جهت جمع شدن
دست در جهت جلو
و از ناحیه کف دست جمع می شود. بدن هم از سمت جلو و ناحیه شکم جمع می شود،
چنانکه در دوران جنینی در این وضعیت بوده است.
آیا این
شباهت اتفاقی بوده است؟
این شباهت در هر
عضو دیگری هم می توانست باشد اما در دست ها ایجاد شده است؛ تنها عضوی از
بدن که همیشه در مقابل چشمان ماست و بیش از هر عضو دیگری به آن توجه داریم
و آن را می شناسیم.
این شباهت در
عضوی است که تقریبا همه کارها را با آن ها انجام می دهیم از این رو در
فعالیت های روزانه عضو کلیدی بدن به شمار می روند.
بر خلاف بدن که
در آن هیچ خط تمایزی میان سر و گردن، گردن و تنه، تنه و دست ها و پاها وجود
ندارد، در دست ها هر جزء از جزء دیگر با خطوط مشخصی به طور دقیق متمایز شده
است.
اگر هدف از خلقت
دست تنها برداشتن اشیا بود، تنها دو انگشت کافی بود در حالی که دست پنج
انگشت دارد، درست برابر با تعداد اعضای متصل به تنه در بدن.
پروفسور پارک در
سال 2010 دار فانی را وداع گفت. او آخرین سمینار زندگی اش در سال 2010 می
گوید: " آیا این همه اتفاقی بوده است یا اینکه قصد و هدف مشخصی در ورای آن
مد نظر بوده است؟ همین قدر که بدانیم خالق از ایجاد چنین مکانیزمی ایده و
قصد مشخصی داشته که چنین ابزاری را در اختیار ما و در برابر چشمانمان
قرارداده است ما را به سطح جدیدی از آگاهی می رساند. همین نکته است که
سوجوک را علاوه بر یک روش درمانی، به ابزاری برای ارتقای آگاهی انسان بدل
می کند. همین که درک کنیم خالق از این همه، قصد و هدف مشخصی داشته و به
مخلوق خود عشق می ورزد، میان آگاهی ما و آگاهی او ارتباط برقرار می کند. از
این رو هدف از فراگیری سوجوک تنها درمان بیماری ها نیست، سوجوک به ما کمک
می کند که گامی در جهت تعالی خود برداریم.
در دست ها هر
جزء از بدن از جزء دیگر به طور دقیق متمایز است، در صورتی که در بدن این
خطوط وجود ندارند. در بدن بزرگ مشخص نیست سر کجا تمام می شود و گردن کجا
آغاز می شود یا سینه کجا تمام می شود و شکم کجا شروع می شود و این ها
مرزهایی است که در دست کاملا مشخص است. این نشان می دهد که خالق علاقه ای
به دستکاری سر، گردن و تنه توسط انسان نداشته است. خطوط مشخصی که در دست و
پا وجود دارد نشان می دهد که این قصد مشخص او بوده که از این سیستم ها
برای درمان استفاده شود. تنه و سر و گردن مکان های امنی هستند و نباید آن
ها را دستکاری کرد چرا که حتی اگر دست ها و پاهامان را از دست بدهیم فقط با
سر و گردن و تنه می توانیم زنده بمانیم. اما اگر یکی از این قسمت های امن
را از دست بدهیم زندگی ناممکن می شود. وجود خطوط مرزی دقیق و روشن در دست
ها شاید به این معنی است که اوبه ما اخطار می کند که این قسمت ها را
دستکاری نکنیم که ممکن است باعث صدمات جدی شود."
حمیدرضا غیاثی
www.hghiassi.com
پروفسور
پارک جاء وو، سمینار سوجوک سال 2010، مسکو
|